تبليغاتX
چریک کوچولو
دل نوشته های یک ایستاده بر آرمان...
قصد دارم تا در چند نوشتار به بررسی چند خوانش از جهان امروز اقدام کنم:

۱.راننده تاکسیسم:

هر اتفاقی که بیوفتد بد است.چه طرح تحول اقتصادی رخ بدهد چه ندهد به هر حال بد است/بی تردید و بدون هیچ شک یک گروه ده نفره جهان را اداره می کنند که احتمالا از این ده نفر ۹ نفر اسرائیلی و یک نفر هم انگلیسی هست/ همه ی آخوند ها در اصل خاخام هستند و اینها را آوردند تا ما ملت را  فقیر نگه دارند تا به عظمت ایران هخامنشی نرسیم/دموکراسی خوب است اما من بهترم/اصلاح طلبان همان اصولگرایانند که لباس عوض کرده اند تا ما ملت را کنترل کنند/دکتر سروش عامل رژیم!/چرا باید در انتخابات رای داد؟بگذار هرچه اوضاع می تواند بد شود تا تکلیف ما هم سریع تر روشن شود!.

۲.بسیجیسم:

دشمن می خواهد ما را زمین بزند چون از اسلام می ترسد/دشمن کسی است که در خط فکری ما نیست چه قالیباف باشد چه شکیرا!/حقوق بشر و دموکراسی زمانی خوب است که حکومت در دست ما نباشد هر گاه در دست ما بود عامل فساد و بی بند و باریست/ما مخالف ظلمیم اما فقط در فلسطین. ما عاشق موگابه و فیدل کاسترو و چین و روسیه و  هر حکومت ظالمی هستیم چون ما مخالف ظلمیم و ظلم یعنی مخالفت با ما و ما یعنی اسلام!/ما اصولا موافق آزادی هستیم و آزادی یعنی آن چیز هایی که ما دوست داریم!/خیلی ساده است موسی که آمد او را انکار کردند بعد هم که عیسی آمد او را انکار کردند و بعد که محمد آمد او را هم انکار کردند و خدا هم هست چون ما برهان علیت را بلدیم!/ احزاب ساختار شکن خوبند تا زمانی که اسلامگرا باشند اما اگر ما حاکم باشیم احزاب ساختار شکن اسلامگرا هم طاغوتند! 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 14:20  توسط وارتان  | 

خسرو را دوست داشتم.از خانه سبز.از همانجا که او را می دیدم و مطمئن بودم باید همزاد بابام باشد.همه چیز شبیه هم.خسرو را دوست دارم در هامون و چه کسی امیر را کشت؟ و اتوبوس شب.خسرو را دوست دارم آنجا که برای دل ها کیمیا بود و صدایش نه یک آوا که جلوه ای اصیل از اصالت شعر.خسرو را دوست دارم حتی در سرزمین سبز.راست میگی؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 2:20  توسط وارتان  | 

اگر می خواهید به فعالیت سیاسی مشغول شوید باید بدانید که نباید فقط در جایگاه ایده آل خود باشید.باید بدنبال ایده آل حرکت کنید.اما گاهی در یک جهنم کار کردن برای رسیدن به هدف بهتر از کار کردن در یک بهشت است.گاهی تبدیل شاخه جوانان اعتماد ملی به یک شاخه رفرمیست بهتر از فعالیتی عمیق در حزب ایده آل شماست.شاید کار اول ۵ سال از شما وقت بگیرد.دردناک و احمقانه باشد اما برای رسیدن به بهشت گاهی لازم است که در جهنم خدمت کنیم.حتی اگر شرایط کار در بهشت هم فراهم باشد.بهترین مثال این نمونه میر حسین موسوی است که برای رسیدن به بهشت هرگز حاضر به فعالیت در جهنم نشد و امروز کشور را با عدم کاندیداتوری خود برای ریاست جمهوری ۹ به جهنم تبدیل کرده است.اما از تمام این نکات مهم تر کار تشکیلاتی و گروهی است.کار فردی در عرصه ی سیاست چیزی شبیه حماقت است.فرد سیاسی باید همواره خود را در جلسات یا... مرتبط با دیگران نگاه دارد.حتی اگر جلسات بیشتر شبیه  مجلس مطایبه باشد تا یک جلسه ی فکری.

اعتراف:تلاش برای تسلط بر گروه بی شرمانه ترین و کوته فکر ترین اعمال است که شخص بنده روزگاری همراه با دوستی دیگر بدنبالش بودیم و زمانی که بنده به اشتباه بودن این روند ایمان آوردم مجبور به جراحی ای شدم که کودکمان را کشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 1:19  توسط وارتان  | 

تعریف مرز میان جریان های سیاسی در جامعه مهمترین عمل احزاب و گروه ها می باشد.اگر گروهی بتواند مرز را به گونه ای تعریف کند که دوست دارد و به نفع اوست.برنده خواهد شد.و در غیر اینصورت به معجزه ای نیازمند است.در ۳تیر  احمدی نژاد توانست این شانس را بدست بیاورد که مرز میان خود و رقیب را حمایت از فقرا و اغنیا تعریف کند.و محمد خاتمی مرز میان خود و ناطق نوری را مردم خواهی و آزادی جویی در مقابل ولایت گرایی مطلق و اسلامیت محض تعری کرد.حال این سوال در مقابل ماست که چه مرزی را برای زمین زدن احمدی نژاد باید انتخاب کرد.دموکراسی خواهی و ضدیت با آن. عقل گرایی در اقتصاد و حرکات احمقانه ی اقتصادی یا جنگ و صلح؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 16:56  توسط وارتان  | 

پرده ی اول:امیریسم یا امپریالیسم

خیلی دوسش داشتم.خیلی خیلی خیلی.اما...اما ته چشماش یکی دیگه بود.کسی که همیشه فکر می کرد از کون فیل افتاده.تو روزای سرد بچگیم.این یکی رو کم داشتم.که نداشتم.تلاش می کردم زیاد به چشماش نگاه نکنم.زیاد هم نگاه نمی کردم.تا عصری،روی پله های حسینیه ی ارشاد،گفت:نقش من یک کاریزمات می خواست که من هستم.به چشمهایش نگاه کردم و به راز چشمها ایمان آوردم!

پرده ی دوم:زهرائیسم یا زهرـآئیسم

چیزی که همواره حرصم می دهد .دختر ابله.گاهی وقت ها دختر ها احمق تر از آن هستند که بتوانم فحششان ندهم!!آن سه نفر را دوست داشتم.کم نه! زیاد.گاهی وقتها دختر ها جوگیر میشن.نتیجه ی مهم:بیماران روانی بسیار جذابند.

پرده ی سوم:از هویزه تا برزیل

امین از آنهایی است.که هست.اگر در سیاست می آید.می تواند نیاید.فریاد است.داد است.عربده است.

و اگر می گوید "خاتمی بیاد کارمون میگیره".می گوید.همیطوری.اگر دنبال گرفتن کارش بود.که نبود!

پرده ی چهارم:را زدم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 15:29  توسط وارتان  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 16:46  توسط وارتان  | 

گفتم شما غلط می کنید.لکن غلط می کنید.احمق ها غلط می کنید.شما غلط می کنید خیلی زیاد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 23:15  توسط وارتان  | 

نصرالله:من افتخار می کنم که عضو حزب ولایت فقیهم...ما به هیچ کس اجازه نمی دهیم در لبنان دخالت کند.

جیش المهدی:سلاح را کنار نمی گذاریم

ج.ا ایران:جیش المهدی و حزب الله هردو خوبند

ج.ا ایران:جبهه مشارکت حزب بی شعوریست چون رضا خاتمی در سفارت آلمان جایزه گرفت.

.....

احزاب در ایران به صرف اینکه تنها یکی از اعضایشان از یک سفارتخانه جایزه گرفته یا با رسانه ای خارجی مصاحبه کرده خائن شناخته می شوند.اما در لبنان حزب الله سلاح دارد.خود را آشکارا مرید یک فرد خارجی(ولایت فقیه)می داند و در عراق گروه های شیعه سلاح دارند همه ی آنها گل و خوشگل و مهربونن!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 20:47  توسط وارتان  | 

هفته هاست که درس نمی خونم.لحظه ها می گذرد نمی دونم چی چی می آید.انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم!

اما یک درس بزرگ گرفتم.هربار که می خوام درس رو شروع کنم برای خودم چهار تا شعار تند می دم و می گم تو باید بری سر درس و امروز ۲۱ ساعت بخونی تا بتونی فلان کنی.اما تا می رم سر درس نیم ساعت عالی می خونم و یک دفعه...!

حالا این حکایت انقلابیون هست.حال نوشتن ندارم شاید دوباره این مطلب رو نوشتم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 14:38  توسط وارتان  | 

خاتمی می آید/همین طوری/بی خود و بی جهت/ما هم هستیم/حرفیه؟/فتح خرمشهر/میگن قرار بود ۳هزار نفر دستگیر بشن/ناطق در بیاد/کارگزاران رفرمیست می شود/آخوند ها زیباتر/روزنامه می آید/میرود/می اندیشم که شاید خواب بوده ام/دانشگاه است/شلوغ است/است/نیست/.../رفت/می آد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 16:40  توسط وارتان  |